ارشيف

جنین مرده در رحم العربیه

 

 

 

 

 

 

 

نظری بر
خبر وگزارش آمارجمعیتی درالعربیه

یکی از
مضرات مهلک بیماری نژادپرستی سوق دادن حامل این بیماری به دروغ،جعل وخلق بدعت در دین
وسایت است،محکم ترین مستند ادعای ما انباشتگی وتراکمات بدع درتشییع صفوی، بقصد خدمت
به پست اندیشی نژادپرستانه وتوسعه طلبی است.

رسوخ وعمق
این بیماری که متاسفانه مبدل به یک موروث برای اکثر فارسها شده ،دانشگاه و حوزه به
اصطلاح دینی را تبدیل به بستر وگستره خود کرده،اولی اشخاصی همانند احمدمدنی ،
پزشکپوروداریوش همایون ودر حوزه عمامه امثال محمدخاتمی ومحمد صادق روحانی را در
پهنای خود بزرگ کرده اند.

پرورش
یافتگان کلاس و حجره نژادپرستی ، برای پیش برد اهداف توسعه طلبانه با انگیزه
نژادپرستی، ریا و نفاق و در راس آن دروغ و دروغگویی را با فتوای حفظ تمامیت ارضی
ولفافه شرعی من درآوردی تقیه تجویز وتحت عنوان دروغ مصلحتی ، مردم خود را به قعر
انحطاط اخلاقی برده اند. ابعاد این بیماری مهلک (نژادپرستی) را می توان در ادعای
هماهنگ محسن پزشکپور پان ایرانیست ومحمد صادق روحانی (به اصطلاح مرجع وآیه
الله)حوزه در مورد بحرین دید.

جای تاسف
بیشتر آنجاست که اکثر فارسهای خارج نشین مقیم در کشورهای اروپا وآمریکا ، هنوز نتوانسته
اند خود را از رسوبات این بیماری نجات دهند. این قوم علی رغم برخورداری از همه
حقوق انسانی خود در کشورهای بیگانه ، هنوز معتقد به حق دیگران در سرزمین آبا و اجدادی
نیستند.

این ویروس مشترک
و انتقالی بین دو طیف داخل و خارج نشین و علی رغم اختلاف مشرب، مشهود است. اشتراک
شوم وضد انسانی فی مابین سجاده داران با مهر نماز آجری درطهران و قم با بارنشستگان
درغرب، با انواع وتکا و وسکی وشراب جای برای تردید نمی گذارد، سند ادعای ما برخورد
این دو طیف در رابطه با حقوق مسلم واساسی غیر فارسها می باشد .

اخیرا
فارسهای نژادپرست وقلم بدستان وابسته به دو طیف که دررسانه های داخل و خارج قلم
فرسایی می کنند ، با سعی در پنهان کردن بیماری مبتلای به آن (نژادپرستی) شروع به
تحلیل و تفسیرهای یک جانبه کرده ،با تغیر نقشه و مدل، در حال بافتن کلاهی برای
دهها میلیون غیر فارس (تورک،کورد،عرب،بلوچ،ترکمن)کرده ، با انواع حیله ومکر دایه
دلسوزتر از مادر شده اند.

از حیله
ومکر این آقایان همان خبر تشکیل یک تجمع در فرانسه است، تجمعی که بازماندگان پهلوی
آن را تدارک دیده اند. جنین مرده ای که سرش را از رحم اجاره العربیه دیدیم و
شنیدیم ، العربیه که با دادن یک آمار تلقینی ، فارسها را 51 درصد اعلام نمود
وگوینده خبر با ارائه نقشه ای تخیلی ، آمار بی اساسی را ترویج کرد ، فراموش کرده
که سال گذشته وزارت آموزش و پرورش آمار غیر فارسها را 72 درصد اعلام نموده و چنین
آماری در غیاب یک آمار بیطرفانه ، سندیت بالایی نسبت به آنچه را العربیه مدعی شده
برخورداراست.

تردیدی
نیسست که بازماندگان پهلوی را نباید به جرم وجنایتی که در ارتکاب آن دخالتی
ندارند، مجازات کرد،اما سئوال این است ، آیا چنین تشکلی بدون حمایت مالی این بازماندگان
امکان تشکیل دارد؟ شکی نیست که اگر همه بودجه اش را بازماندگان پهلوی تامین
نکنند،هرگزامکان تشکیل نمی یابد ،قطعا با توجه به سوابق جنایتکارانه بزرگان این
خانواده (شاه وپدرش) حیاء و شرمی برای بازماندگان باقی نگذاشته است، زیرا اگر حیاء
وشرمی باقی مانده بود ، بازماندگان آن دو جنایتکار ابتداء به جنایتهای بزرگانشان
اقرار وضمن عذر خواهی از مردم، اموال غصب وغارت شده را به صاحبان آن برگردانده ،
تا ابد در گوشه ای خزیده وپنهان می شدند. نه آنکه ضمن انکار حقوق اساسی غیرفارسها
داعیه دمکراسی می شوند!!.

آنچه در
مورد چنین تشکلی بسمع ما رسید ، شرکت افرادی از ملتهای غیر فارس ، ادیان و مذاهب
که درخبر آنان را اقوام واقلیتهای مذهبی می نامند می باشد. صرف نظر از صحت وسقم
خبر در مورد شرکت یا عدم شرکت غیر فارسها وغیر شیعه های صفوی ، اولین اشکال در
قالب شرعی برای دین داران و از جانب اخلاقی برای همه ، آیا می توان درچنین تشکلی
که حداقل صدها هزاردلار هزینه آن را بازماندگان پهلوی از اموال غارتی تامین کرده
اند، شرکت کرد ؟ آیا در چنین تجمعی میتوان از حق وحقوق ، ولو در حد ادنا سخن گفت؟!
تجمعی با مال غارت شده که به استناد، ما بنی علی باطل فهو باطل آیا شرکت در چنین
اجلاسی یک آلودگی اخلاقی وسیاسی نیست؟

پوشیده
نیست، پهلویها (پدر وپسر) ملتهای غیر فارس ، خصوصا دو ملت کورد وعرب را با عناوینی
کلاهبردارانه ، عشایر غیور ومرزداران فداکارمی نامیدند ، با همین شعار مزدور پروری
کرده ، ضمن تضییع حقوق اساسی واولیه آنها ، خون هزاران نخبه وجوان غیرفارس را
ریختند. این روش مکر ونفاق را رژیم اسلام ایرانی با اضافاتی منافقانه تحت عنوان ،
عشایر حافظ اسلام و ایران هستند ادامه داده ، تحمل طرح کف وحداقلی حقوقشان را
نکردند ، رژیم فعلی قتل عام را از سال 1979 محمره وسنندج وپاوه و ترکمن صحرا آغاز
وهمچنان ادامه می دهد.

حال مدتی
است که هرچه به آغاز شمارش معکوس سرنگونی رژیم اسلام ایرانی و تشییع صفوی نزدیک می
شویم ، ناقالان وحاملان ویروس نژادپرستی ، در اقدامی هماهنگ وشبیه به هم دست بقلم
شده ، دست به بافتن کلاهی جدید ، اما با همان کلاف ونخهای گذشته کرده ، دردو خط
موازی اما با یک هدف را دنبال می کنند.

خط اول با
خلق و تکرار بدعتها و ترسیخ تخیلاتی دروغین همراه با جعل در تاریخ واضافه کردن صفر
به آن تاریخ دروغین 2500 ساله شاه ، که در خلال 33 سال بعد از او به 7000 سال
رسانده ، با نیتی شوم وغیر انسانی ،درحال جمع آوری هیزم برای تنورآدم سوزی ازنوع
پان ایرانیسم هستند.

خط دوم ،
جامه متقلبانه بشر دوستانه را به تن کرده ، با تفسیر و تحلیلهای من درآوردی وبنا
بر میل کم اشتهاء فدرالیسم را در قالب فارسیت بخورد مردم داده ، رفیق دوزد و شریک
قافله شده اند. روشی خبیثانه باقصد شاهانه و هدفی خاتمی وار، راه داریوش همایون و
پزشکپور مقبور را ادامه می دهند.

بنده ضمن
اعتقاد به دیالوگ وگفتگو صادقانه وبا احترام به اشخاص و انتخاب هر راهی که برای
رسیدن غیرفارسها بحقوقشان را صائب می دانند ، خصوصا آنان که قصد مشارکت در
گفتگوهای عقلائی ومسالمت آمیز دارند ، اما باید پذیرفت که غیر فارسهایی که قصد
مشارکت در این تجمع را دارند ، قطعا با دوسئوال مهم وحیثیتی مواجه می شوند.

سئوال اول-
طهارت برگزار کنندگان وهزینه های تشکیل چنین اجلاسی که از مال غیربهداشتی ناشی از
غصب و غارت اموال مردم تامین شده یا می شود؟

ثانیا –
آیا قائمین به این اجلاس از اندیشه ضد بشری نژادپرستانه منزه شده ، حد اقل از گفت
و نوشتار شان می توان چنین برداشت منزهی کرد؟. تردید نیست ، الودگی اندیشه بدترین
الودگهاست.

سوابق
وتاریخ نشان میدهد که هر اجلاسی که با حمایت اشخاص و اموال غیر بهداشتی ، که دستان
جنایتکار مالی و انسانی رژیم قبلی یا فعلی طراح و مجری آن باشند ، قطعا محکوم به
شکست بوده وجنینی مرده بدنیا می آید. شکست تظاهرات میلیونی سال 2009 طهران بعلت
ورود دست آلوده بجنایت وشرکای جرم طرد شده رژیم بی نتیجه ماند. اگر معدودی از
فدرالی طلبان غیر فارس بنا را بر مشارکت در چنین اجلاسی را گذاشته اند ، باید
عواقب سلبی ناتج ازچنین مشارکتی را متحمل شوند.

من حیث
اخلاق حاکم بر جهان بشریت ، چنین اجلاسی ابتداء باید هزینه آن از مال پاک تامین ،
سپس شرکت کنندگان در چنین دیالوگی باید خالی از هر گونه شائبه ای به حقوق اساسی واولیه
بشر عقیده ای راسخ داشته ، اقلا در نوشت و گفتارشان مواضعی نژادپرستانه مشهود
نباشد.

همگی بیاد
دارند که چگونه نخست وزیر منتخب اتریش پس ازطرح نوشته های قبل از نخست وزیریش که
از آن نژادپرستی استنباط شد مجبور به کناره گیری شد.

چگونه می
توان پذیرفت که در دنیایی که یک ستاره مهم فوتبال را برای یک کلمه ای که بوی عفن
برتری طلبی و نژادپرستانه دارد ، نه تنها جریمه سنگین مالی و سالهااز بازی محروم ،
بلکه علی رغم محبوبیتش ، راسا به چهره ای منفور مبدل می شود ، آنگاه عده ای که از
همه وجودشان نژادپرستی می بارد ، با کت و شلوار وکروات اتو شده که پولش غارتی بوده
، متولی چنین اجلاسی شوند.

سردسته
ظاهر وپشت پرده همین نژادپرستان ، با توجه به وراثت پولهای غارت شده نفت ، و با
استفاده از این امکانات (مال کثیف) اقدام به جمع آوری گروهی از نژادپرستان پان
ایرانیسمی ، علم دار وپیش قراول دمکراسی شده است!!!؟

دادن چنین
آمار غیر واقعی ازمردم غیر فارس به مجری تلویزیون العربیه و ترویج و تزریق 51 درصد
فارس و 49 در صد غیر فارس ،هر مطلعی را به یاد قانون تاسیس شرکتهای خصوص توسط
خارجیها می رساند، در آن قانون هر فرد خارجی که قصد تاسیس و راه اندازی شرکتی در
ایران را داشت ، هر چقدر آورده مالی ولو همه سرمایه شرکت از او باشد، باید 51 درصد
آن را به نام یک ایرانی ثبت نماید ، دقیقا با قانونی نژادپرستانه قواعد وقانون
انسانی و شرعی مبتنی بر اصول وقوانین حقوق وتجارت جهان را دور زدند، یادآوری میشود
،این قانون غیرانسانی در رژیم شاه وفعلی نافذ است.

کوبیدن بر
طبل دمکرسی با ادعای اکثریت با احتساب مفرس شدگان ، در همین راستا می باشد،

همگی بیاد
دارند ، چند روز مانده به انتخابات انتصابی ریاست جمهوری اخیر ، آقای ضیاء الناصری
خبرنگار همین کانال العربیه در طهران از محسن رضایی(یکی ازکاندیدها) پرسید ، اگر
رئیس جمهور شدید آیا حقوق مردم غیر فارس ، مثلا برای عربها مدرسه و دانشگاه به
زبان عربی را ه اندازی می کنی ، این نظامی غرق بخون بی گناهان ، در یک سخن که ناشی
از بی سوادی و یا استهزاء عقل جمعی در جواب العربیه می گوید ، ما این موضوع را به
رای مجلس می گزاریم ، و در یک مانور پیش پا افتاده تبلیغاتی اظهار می کند ، من
قبلا در اهوازبه زن صاحبخانه ام که عرب بود ، یوما (مادر) می گفتم .

آمار کذب
اخیر داده شده به العربیه را باید ، در راستای آنقدر دروغ بگو تا باورت شود پنداشت
، همین نوع کلاهبرداریها وتفسیریهای دروغ وخبیثانه اکنون از ازآستین دمکراسی
پهلویون جدید بیرون آمده ،

جالب است،
محسن رضای پس ازسلطه 32 ساله رژیم اسلام ایرا نی وتصویب ماده 15 و 19 قانون اساسی
منحط ، چنین سخن می گوید.

جای تاسف
است معدودی با فراموش کردن مشارکتشان درتحکیم خونین رژیم ، اقدام به نامه پراکنی
به خامنه ای کرده وعده ای با تبلیغات جنجالی علیه خا منه ای در مجامع بین الملل
طرح شکایت کرده اند ، وقتی نوشته های آنان را می خوانیم ، قطعا آنان را تجسمی از
خامنه ای وشاه خواهیم یافت ، اما با حیله و مکری دگر اما فاقد قدرت ،گویش و
نوشتارشان حکایت از یک آینده ای خونین دارد.

شاید بعضا
بر بنده خرده گرفته ، بگویند چرا آیه یاس می خوانید ؟! اما باید ابعاد واقعی حاکم
بر جامعه را مد نظر گرفته ، براحتی نباید 87 ساله جنایت رژیم شاه و فعلی علیه غیر
فارسها وبستر سازان آن را در حوزه واحزاب طهران نشین سهل و ساده پنداشت ، این
تراکمات همراه با جنایت هایی خونین ، و

تضییع 87
ساله حقوق اولیه دهها میلیون (کورد،عرب،تورک و..)، بدون اراده ای مصمم و پاک سرشت
از جانب عقلای قوم فارس و سعه صدر پنج ملت غیر فارس قابل حل وتصور نیست.

امروز و با
وسعت پوششی ماهواره و انترنت ، هیچ حزب و گروهی وهیچ آیت شیطانی با عمامه ای نمی
تواند ، کلاه برسر جوانان پنج ملت (تورک ، کورد ، عرب ، بلوچ ، ترکمن) یا بر سنی
وصائبی بگذارد.

بفرض محال،
اگر آمار العربیه را در مورد توزیع جمعیتی و جعلی را بپذیریم ، حضرات چه هدفی از
این 51 در صدی فارس را دنبال می کنند ، اکیدا هدف از طرح موذیانه و ترویج اکثریت
51 درصدی ، لفافه دمکراتیکی با رای اکثریتی بوده وکلاهی جدید برای تضییع حقوق
دیگران است.

اما این
غافلان از خامنه ای و شاه بدتر باید بدانند ، فصل حریر نشان دادن و پنبه فرختن
گذشته ، گیرم که قراراست تن به دمکراسی کاذب بدهند ، مگردر شرایط امروزی ، می توان
خوی نژادپرستانه را با دمکراسی لفافه پیچ کرد و حاصل ضرب 2در2 را عوض کرد ، یا
حقوق اساسی انسانها را مثل گذشته با چنین روش منافقانه تضییع کرد . در قاموس
کدامین اصول و فروع دمکراتیک چنین جنایتی هایی تجویز وحق دهها میلیون انسان را تحت
عنوان وقدسیتهای کاذب مثل تمامیت ارضی وامنیت یک طرفه ملی نابود ، کودکان معصوم را
ازتحصیل به زبان مادری محروم وحق تعیین سرنوشت را از بزرگترها صلب کرد.

آیا در
اصول دمکراسی حضرات ، حقوق اساسی انسانها به رای گذاشته می شود ؟ اگر چنین خیالی می
پرورانند ، قطعا خیالی خام کرده ، آینده ای خونین برای خود و دیگران رقم خواهند زد.
زیرا بفرض اکثریت مگر تضییع حقوق را می توان به رای گذاشت.

برای این
نژادپرستان خاموش ضمیر که در حال کوبیدن آب در هونگ هستند ، بسیار متاسفیم ، خصوصا
اروپا و آمریکا نشستگان ، حضرات در غرب شاهد آزادی تام انسانها حتی اطفال در تعیین
حق سرنوشت هستند، خبر از دادگاه حمایت اطفال و حیوانات داشته ، از همان سوپر
مارکتهایی خرید می کنند که غذای کنسرو بهداشتی برای سگ و گربه می فروشند ، آنگاه
در جهان تکنولوژی می خواهند کلاه 87 ساله را عوض کرده ، دو باره بر سر دهها میلیون
انسان غیر فارس بگذارند ، جدا شدن زن و شوهر و حتی فرزند از خانواده راحق می دانند
، آنگاه سلطه قوم اقلیت واکثرا نژاد پرست را توجیه، غصب ، غارت و نابودی هویت
دیگران را با القای اکثریتی کاذب و با لفافه دمکراتیک ادامه ، ترویج وتلقین می
کنند.

اخیرا آقای
نوری علاء در جمعه گردیهایش ، مقالاتی در مورد فدرالیسم، آنهم از نوعی که خودش
ترویج می دهد ،نه آنطوری که هست نوشته اند ، صرف نظر از تناقض مقالات ایشان با
اصول فدرالیسم ، حضرات متولی ودعوت کنندگان اجلاس پهلویون و همرنگانشان در سبزبودن
، تاب تحمل این مقالات را نداشته نوری علاء را مورد هجمه قرار داده اند.

از جانبی
مقالات آقای نوری علاء که بنده آنرا در راستای همان حمایتهای مقطعی و مصلحتی احزاب
چپ از طرح کردن خلقها ی کورد و عرب و…در اوایل سلطه رژیم فعلی می دانم ، واز
جانبی انتقاد و هجمه پهلویون و سبزیون که ملی مذهبی بودن را فقط برای خویش سرقفلی
کرده اند ، ما را به همان نتیجه ای می برد، که متاسفانه هنوز عده کثیری حاضربه
تمکین و قبول بی قید و شرط آعلامیه جهانی حقوق بشرنیستند، کنوانسیونهای مربوطه را
یک خط درمیان خوانده ، ابزاری استفاده مکنند.14/1/201

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا