نژادپرستی چپ وراست ( جزء اول )
تردیدی نیست که رابط اصلی واساسی پنج ملت
غیرفارس (تورک، کورد، عرب، بلوچ و ترکمن)
باخودو بافارسها، دین اسلام بوده وهست، هرچنددرمذهب وفروعات آن یکی نیستند.،بلکه
درتشییع به چند فرقه منشعب میشوند، بحث این موضوع نه تنها طولانی است، بلکه مارابسمت
طائفه گری مذهبی میبردکه جایی دراین مقوله ندارد.
رژیم پهلوی سلطه کودتایی خود را با هجوم وحشیانه
وغصب وغارت شروع وبیش ازنیم قرن ماندورژیم فعلی باسوارشدن برموج احساسات
کوراسلامیت وشیعه گری، انقلاب را به نفع معممین مصادره، قانون اساسی منحطی نوشت.قانونی
که تبعیض نژادی ومذهبی ازتعاریف اولیه آن بوده، پس از33 سال خیلی از اصول مصوبه
آنرا مثل مادتین 15و19 رابه بایگانی راکد گذاشت، گاها فقط درایام انتخابات فرمایشی
درحد کلاه تبلیغاتی مطرح می کرد.
در9 ماه اول پس ازسقوط شاه زمام امور بدست دوطیف
افتاد، یکی بسرکردگی خمینی بادست بالا و دیگری (دولت موقت) به ریاست مهندس بازرگان
که آن هم خلیطی ازجبهه ملی واحزاب نزدیک به آن به اضافه اشخاص قریب به مهندس
بازرگان(ملی مذهبی های فعلی) بودند.
دوطیف فوق الذکردر9 ماه اول ازعمررژیم اسلام
ایرانی هرچنددچاراختلافات عمیقی شدند،اما درسرکوب وجنایت علیه مردم عرب، کورد
وترکمن شریک جرم ووحدت نظر داشتند، هیچ منصفی قادر به انکاراین حقیقت نبوده
ونیست،این دوطیف با انگیزه ای مشترک(نژادپرستی)خمینی با شعارجمهوری اسلامی نه یک
کلمه بیشترونه یک کلمه کمتر، همراه با دولت موقت مدعی جمهوری دمکراتیک اسلامی وباهماهنگی
تام نه تنها ابتدائی ترین اصول اسلامی ودمکراتیک بلکه حقوق اساسی غیرفارسهارا
زیرپاگذاشتتند، بلکه باگلوله اززمین وهواتظاهرات سلمی راسرکوب، آغازخونینی
رابرمیلیونهاغیرفارس تحمیل کردند.
قابل یادآوری است ،رژیم پس ازکشتارجمعی درمحمره،
کوردستان و ترکمن صحراودر حالی که به سرکوب غیرفارسها ادامه میداد، با انگیزه ای عقیدتی
وانحصار طلبی بسراغ نیروهای چپ درمجموعه کمونیستها ومجاهدین خلق رفت،هزاران
عضووهوادارشان را بدست جلادانی مثل لاجوردی اعدام کرد.
اماجای تعجب وتاسف است، اخیرا درنوشته های بعضی
ازاعضاء وهوادران احزاب چپ شاهد جملاتی
باانگیزه نژادپرستانه بوده وهستیم، متاسفانه این انگیزه را درنقل وقایع خصوصا
دررابطه بامردم عرب آنهم بشکل نیمه مکتوم وهمراه با تحریف جهت دارشاهدیم،نه تنها
درنقل وقایع وسرکوب 33سال قبل مردم عرب محمره درچهارشنبه سیاه(1979)بلکه وقایع سال
2005و2011 حتی دراخبارسرکوبهای چند روزاخیرجوانان عرب سوس(شوش)وخلفیه امانتداری را
رعایت نکرده، درمقالات آنان نژادپرستی پوششی موج میزند.
اینگونه افرادمحدود ازقلم بدستان چپ، باپرش
ازحقوق ملی واساسی ملتهای غیرفارس،فقط با ذکربعضی ازحقایق وکتمان خیلی ازواقعیتهای
تاریخی، دست به میکس کردن جهت دارکرده، تعاریف وتحلیلهای خاص بخود که بی شباهت با
گفتارپان ایرانیستها نیست نوشته وترویج میدهند.
احترام
به اعتقادات اشخاص واحزاب باهرمنشئی ضروری، اما بشرط مقابله به مثل درحفظ حریم
حقوقی دیگران است.
مطمئنا صدق درنوشتارخصوصا نقل تاریخ ازحقوق
اولیه مردم بوده،اکیداهرگونه تحریف مهندسی شده درچنین امانتی ، عده کثیری را
بقضاوت ناصواب برده، حقوق میلیونها انسان راتضییع میکندچنانچه شده، خصوصا اگراین
نقل تحریف شده، با انگیزه نژادپرستی همراه باشد.
هرچند شرایط تبعیض آمیزهمه جانبه ، تاثیرجانکاهی
برغیرفارسها گذاشته، چندبرابر چنین ظلمی درمحروم
گذاشتن عمدی غیرفارسهاازدست یابی به ملزومات وخط انترنت امری غیرقابل انکاراست،
اما به کسانی که درک حقوقی وحق شناسی جمعیت میلیونی تورک،عرب کورد و..راپس ازقریب
یک قرن باگفتارو بانوشته های جهت دارعقل جمعی غیرفارسها رادسته کم گرفته اند، بتاکید
باید به آنهاگفت که بزرگترهایشان راهی برای مغبونیت وکلاه گذاری نگذاشته اند، پس
بهتر است که آب درهونگ توهمات نکوبند.


