مقاله ها

چالش مذاكرات هسته ای ايران – غرب بر سر سپر دفاعی موشکی

مهم‌ ترین چالش هایی که در چهارچوب مذاکرات هسته‌ ای غرب و ایران به منظور دستیابی به توافق هسته‌ ای مطرح است، اختلاف و ماهیت چهارچوب مذاکرات است که طرفین دعوی مطرح می‌ کند. “توافق اولیه” یا “اصل توافق مقدماتی” ژنو میان ایران وغرب در 6 ماهه اول عواقبی در بر خواهد داشت که احتمال شکست گفتگوها را یدک می کشد زیرا در این باره هر طرف بر مبنای فهم و منافع خویش به تفسیر بنود و مطالب می پردازد. اخیرا و پس از برگزاری چندین دوره از مذاکرات هسته‌ ای کشورهای بزرگ جهان و ایران در وین که با هدف رسیدن به توافق جامع در موضوع هسته‌ ای انجام می‌ گیرد، بحث‌ ها و اختلاف نظرهای فراوانی درباره موضوعات مورد نظر هر یک از طرفین و محتوای توافق احتمالی مطرح شده است.در حال حاضر علاوه بر عواملی نظیر محدود کردن و میزان غنی‌ سازی، سایت فردو و آب سنگین اراک؛ سامانه موشکی ایران که در قطعنامه‌ های شورای امنیت به طور صریح ذکر گردیده است؛ محور اصلی مذاکرات را تشکیل می‌ دهد و اساسا تفسیر غرب و ایران درباره آنان از یکدیگر فاصله بسیار دارد.

بررسی قطعنامه های شورای امنیت:

رویکرد و مبنای غرب که در مذاکرات هسته‌ای با ایران برای رسیدن به توافق جامع در نظر گرفته شده است؛ همانا قطعنامه‌های تصویب شده از سوی سازمان ملل علیه ایران است و از آنجا که در این قطعنامه‌ ها به مباحث موشکی، تحقیق و توسعه و مسائل دیگری از این دست اشاره شده، همه این موارد  ‌‌محورهای اساسی مطرح مذاکراتی در گفتگوهای ایران و غرب است.

در قطعنامه هایی که علیه ایران اعمال شد، مواردی مطرح گردید که ضرورت‌ها و لزوم اقدامات ایران در زمینه فعالیت موشکی را به عرصه مذاکره کشانده است.

در قطعنامه 1737 که در سال 2006 علیه ایران اعمال گردید، به فعالیت‌ های ایران در حوزه موشک‌های بالیستیک پرداخته شده و از آنها تحت عنوان فعالیت مرتبط با اشاعه سلاح‌ های هسته‌ ای یاد شده که ایران باید فعالیت در این حوزه‌ها را متوقف کند. در ضمیمه این قطعنامه، شماری از شرکت‌های ایرانی در حوزه توسعه موشکی ذکر شد ‌و تحریم‌ هایی علیه آنها انجامید.مورد دیگر، قطعنامه 1747 که در سال 2007 اعمال شد و بر ممنوعیت هر گونه معامله خرید وفروش سلاح مرتبط با برنامه هسته ای و یا تولید تأکید می‌کند. نسخه سوم این قطعنامه ها، قطعنامه 1929 سال 2010 است که بر ضرورت محدود کردن توسعه فناوری‌ های حساس از سوی ایران در حوزه برنامه موشکی تأکید شده است و اکیدا ذکر گردید که  ایران نباید هیچ گونه فعالیت مرتبط با موشک‌های بالیستیک دارای قابلیت حمله سلاح هسته‌ای را انجام دهد و دیگر کشور‌ها نیز الزاما از انتقال فناوری‌ های مرتبط با این موضوع به ایران جلوگیری کنند. (تابناک 26 فبرایر 2014)

مخالفت ایران برای گفتگو درباره فعالیت موشکي:

سردمداران رژیم ایران با رد طرح مسائل دفاعی ایران در مذاکرات هسته‌ ای پیوسته توافق شش ماهه اول را بر مبنای برداشت داخلی (ایرانی) از این توافقات قرار داده و نظر بر این “تفسیر و فهم” از توافق اولیه دارند که مذاکرات تنها در چارچوب هسته‌ای صورت می‌گیرد.همچنین تاکید دارند که بحث سامانه موشکی ایران و توانایی دفاعی آن جدا از گفتگوهای هسته ای است و در مذاکرات هسته ای نمی گنجد و مکررا اعلام کردند که ورود به این موضوع به مذاکرات را به هیچ عنوان نمی پذیرند.

نکته قابل توجه این است که موافقت اولیه ایران با کشورهای 5+1، بر اساس قطعنامه های شماره 1737، 1747، 1803 و 1835و 1929 شورای امنیت سازمان ملل متحد که به شکلی الزام‌آور مبتنی بر فصل 7 منشور ملل متحد درباره برنامه هسته ‌ای ایران صادر شده است وفعالیت موشکی ایران را غیر قانونی دانسته، قرار گرفت. موافقت اولیه ایران در دوره حکومت روحانی در حالی صورت گرفت که این قطعنامه ‌ها لازم‌ الاتباع هستند و گروه مذاکره کننده ایرانی از محتوای این قطعنامه ها کاملا مطلع است. لیکن “سیاست دوگانه انگاری” ایران در قبال این قطعنامه‌ ها از سویی بر مبنای “پذیرش بنود الزام آور”  آن بنا شده است و از سویی دیگر همواره تأکید بر غیرحقوقی بودن و سیاسی بودن آنها دارد. این دوگانه انگاری که دو چهره متفاوت از سیاست ایران را نشان می دهد سیاستی کامل مجزا که یکی به قصد سازش با غرب اعمال شده است و دومی تنها جنبه مصرف داخلی دارد. با این حال، شورای امنیت این قطعنامه‌ ها را صادر کرده و اجرای این قطعنامه ها بر تمامی اعضای سازمان ملل متحد الزامی است.

دیدگاه مسولان ایرانی و فعالیت موشکی:

با استناد به تبلیغات نظامی نیروهای سپاه و ارتش ایران مشخص گردید که این رژیم توانسته است یکی از بزرگ‌ ترین سامانه موشکی در خاورمیانه را ایجاد نماید. از سویی دیگر این رژیم مدعی است که این سامانه دفاعی است و تنها در راستای بازدارندگی در برابر تهدید دشمنان کاربرد دارد و اذعان دارند که در فعالیت موشکی خود برنامه‌ای برای تولید سلاح هسته‌ای ندارد. از سویی دیگر سردمداران نظام ایران، گنجاندن فعالیت موشکی آنها در چارچوب مذاکرات و گفتگوهای هسته ای را رد نموده و نمی پذیرند. این در حالی است که ایالات متحده آمریکا و غرب بر خلاف این امر واقفند و تاکید می کنند که این موشک‌های ایرانی قابلیت حمل کلاهک‌ های هسته‌ ای را دارند.

در این باره محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه ایران، مدعی است که سلاح موشکی ایران سلاحی متعارف است و ایران نمی پذیرد که موشک‌ های دفاعی آن در ضمن بحث و مذاکره‌ هسته ای قرار بگیرند. وی بیان کرد که: “بر اساس توافقات صورت گرفته، مذاکرات ایران و ۱+۵به هیچ وجه هیچ موضوعی غیر از موضوع هسته‌ای را در بر نمی‌ گیرد و با توانمندی‌ های دفاعی ایران که هسته‌ ای نبوده و نخواهد بود، کاری ندارد”. (دویچه وله، 27 ابریل 2014)

نیروی سپاه و آزمایشات موشکی موفقیت آمیز:

“آزمایش موشکی موفقیت آمیز” اصطلاحی است که بارها از سوی سپاه پاسداران و بخصوص بعد از گفتگوهای اخیر دولت روحانی برسر زبان فرماندهان نیروهای سپاه ایران جاری شده است. گویی این آزمایشات موشکی ایران زمانی شتاب گرفت که از روی عمد و به قصد تخریب روند مذاکرات صورت پذیرفت.  زیرا که این آزمایشات را نیروهای سپاه انجام می دهد که مخالف هر گونه مذاکرات است و از سویی دیگر از مفاد قطعنامه ها آگاهی داشته وعملا از بنود آن مبنی بر ممنوعیت فعالیت موشکی مطلع است.

چنانچه دقیقا به این واقعیت نگاه شود آشکار می گردد که چگونه همزمان با مذاکرات ایران و غرب حسین دهقان وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای از موفقیت نسل جدید موشک بالستیک برد بلند زمین به زمین سخن گفت. وی بیان نمود که این موشک قابلیت گریز از سامانه های ضد موشکی دشمن، قابلیت تخریب اهداف گسترده، امکان تخریب چند هدف مجزا از یک دیگر را دارد. با دقت در این اعتراف وزیر دفاع مشخص می شود که این بیانات در راستای تخریب مذاکرات بوده است. زیرا که این بیانات زمانی اعلام شد که اختلافات گفتگو های هسته ای بر طرفین مذاکره کننده فائق آمده و پیشرفت متوقف گردید. از سویی دیگر موجب شد تا اینکه برنادت میهن سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا تاکید کرد که ایران بر اساس طرح اقدام مشترک که در ژنو مورد تایید طرفین قرار گرفت، می‌بایست مسئله موشک‌های بالستیک را نیز پاسخ گفته و آن را حل کند.وی گفت: بر اساس طرح اقدام مشترک، ایران باید مسائل مطرح شده در قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل درباره برنامه هسته‌ای خود را قبل از رسیدن به راه‌حل جامع حل و فصل کند.(تسنیم ،12 مارس 2014)

آمریکا، غرب و برنامه موشکی ایران:

موضع‌گیری‌های مقامات غرب و بخصوص ایالات متحده آمریکا از روزهای نخست گفتگوها و مذاکرات بر مبنای قطعنامه هایی صورت گرفت که در طی چند سال گذشته از سوی شورای امنیت بر علیه ایران منعقد گردید. در این راستا، کشورهای غربی افزون بر تعیین میزان در صد تولید اورانیوم و تعلیق غنی سازی 20 درصد، موضوع رآکتور آب سنگین اراک و همچنین ادامه کار سانتریفیوژهای نسل جدید ایران، بر لزوم لحاظ شدن بحث برنامه موشکی ایران در توافق جامع هسته‌ای را به عنوان مبحث محوری در دور جدید گفت‌و‌گوها تاکید دارند. زیرا که  ایالات متحده آمریکا و متحدان آن، برنامه ها و فعالیت های نظامی ایران را در راستای پروژه تولید موشک های بالستیک دارای کلاهک هسته ای می یابند و بر مبنای قطعنامه های شورای امنیت که علیه ایران بسته شد لزوم بحث سامانه موشکی ایران را عملا جزء مذاکرات معرفی می کنند. این در حالی است که مقامات ایرانی اعلام می کنند که، مسائل نظامی و دفاعی در دستور کار مذاکرات نخواهد بود. از سویی دیگر “مقامات آمریکایی نیز صریحا برنامه هسته ای (و موشکی) را با نیازهای عملی ایران بی ارتباط خوانده و آن دو را در چارچوب برنامه نظامی ایران ارزیابی می کنند”. ( امیر احمدی، هوشنگ، خط قرمز ایران غنی سازی درسرزمین ایران است، المانیتور، 12 نوامبر 2013)

کما اینکه شرمن معاون وزیر خارجه آمریکا صریحا در نشست خبری پس از مذاکرات وین تاکید کرد که موشک های بالستیک با قابلیت تحویل سلاح های هسته ای ایران دقیقا جزء موارد اساسی در قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران است و لزوما در توافق نهایی باید به آنها پرداخته شود و بر الزامی دانستن و تعهد ایران به این قطعنامه ها تاکید نمود. آنچه مد نظر وندی شرمن است را می توان بعنوان مثال “در بند قابل اجرای 9 قطعنامه 1929 آمده: که ایران به هیچ گونه فعالیتی که به موشک های بالستیک با قابلیت پرتاب سلاح های هسته ای مربوط باشد، و از جمله پرتاب با فناوری موشک های بالستیک، دست نخواهد زد”. (شهید ثالث، نیاز ایران به جنگ جهانی فراگیر، المانیتور، 17 فوریه 2014)

پیش از آن نیز رئیس جامعه اطلاعاتی آمریکا، در طی گزارشی که تقدیم کنگره نمود؛ استفاده ایران از موشک را به عنوان وسیله پرتاب کلاهک هسته ای احتمالی ارزیابی کرد. ضمن اینکه اساس و پایه این دیدگاهها را در گزارش آژانس بین المللی انرژی اتمی در سال 2008 می توان یافت که در قالب پروژه مطالعات ادعایی ایران و بر مبنای اطلاعاتی که از یک کامپیوتر قابل حمل ایرانی که به سرقت رفته است، فراهم گردید.

نتیجه گیری:

حقیقت امر این است که کشورهای غربی و بخصوص آمریکا در مقابل ایران علاوه بر اختلاف منافع منطقه ای، تضادهای عمیقی در بنیادهای هویتی دارند. این امر بدان معناست که علاوه بر غیر قانونی بودن فعالیت هسته ای و موشکی ایران همچنان دو طرف در بنیان های هویتی در تضاد هستند. بر این اساس انتظار می رود که  تضاد ایران و غرب ادامه خواهد یابد، حتی اگر در این زمینه به طور قطع به تفاهم نهایی برسند. ضمن اینکه احتمال آن می رود کهایرانالزاما در برابر خواسته های غرب کوتاه خواهد آمد و برنامه موشکی را تحت نظارت غرب و سازمان های بین المللی قرار می دهد لیکن این مسائل بر بی اعتمادی غرب نسبت به ایران تاثیر نخواهد داشت. لذا از هم اکنون زمزمه هایی مبنی بر شکست مذاکرات بدلیل در خواست آتی کشورهای غرب برای گماشتن موضوعاتی دیگر همچون حقوق بشر – بخصوص حقوق ملت های غیر فارس- و تروریسم بین المللی، در پرونده مذاکرات با ایران به گوش می رسد.

مركز مطالعات و تحقيقات المزماة

 مصطفى حسين

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا