مقاله ها

قتل های نیابتی و سریال گاندو

ناصر عزیز

در اين مقاله به موضوع بسيار مهم قتل مخالفان نظام ایران و فعالان سیاسی ملل غیر فارس در خارج از کشور پرداخته می شود. لازم به ذکر است که مسوولیت مستفیم قتل مخالفان ایران بر عهده وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است و این اقدام از طریق اجیر  کردن افراد از میان گروه های تبهکار و مافیا صورت می گیرد. در این مقاله همچنین به سریال “گاندو ” استناد می شود که اخیرا در کانال های ایرانی پخش شده است. ضمن اینکه باید اشاره کرد که این سریال ها سعی در ارائه چهره ای مثبت از اين نظام را دارد و منعکس کننده گرایشات رژیم ایران است.

در قسمت ۱۲سریال ” گاندو” به افسر اطلاعات یک ماموريت برون مرزی محول مي گردد. مامور اطلاعات با اجیر کردن یک پناهنده با تابعيت کره شمالی از او می خواهد تا در انجام این ماموريت به او کمک کند و در صورت قبول ماموریت، همراه با خانواده اش مورد حمایت ایران  قرار می گیرد. سوژه  کره ای به دلیل شدت  فقر و فشار زندگی پیشنهاد را قبول می كند و به كاری دست می زند كه از قبل می دانست سرنوشت آن چیست و چه نتایجی برای وی و دیگران خواهد داشت. ضمنا در همین ابتدا باید اشاره کرد که استفاده از نقاط ضعف پناهجویان خود به تنهايی یکی از مورد نقض حقوق بشر است.

در اینجا  بین آنچه در فوق مطرح گردید و یک رخداد واقعی یک مقايسه ای انجام می دهيم. در سال ۲۰۱۷ یک شهروند احوازی که دارای تابعیت هلندی است، به دست مزدوران نظام ایران كشته می شود. بعدها وزير امو خارجه هلند و پلیس این کشور اعلام می کنند که پس از ماه ها بررسی پرونده، عده ای شواهد و قرائن یافت شد که ارتباط رژیم ايران با یک گروه تروریستی كه افراد آن تابعيت تركی دارند را اثبات می نماید و اعلام نمودند كه ايران مرتكب فعالیت های تروریستی در هلند شده و به قتل احمد مولا نیسی و شخص  دیگری به نام مرادی اشاره می کنند. همچنین پلیس می افزاید دیپلماتهای ايران با گروه مافیایی ترک در این زمینه هماهنگی كرده بودند.

ايران با قتل احمد نیسی (احمد مولا) در نظر داشت با یک تير به اهداف دیر دست یابد:

۱-  ايجاد اختلاف و شکاف بین فعالان احوازی،

۲- تخريب وجه مبارزاتی فعالان احوازي از طریق تبلیغات دروغین و ربط دادن شخص احمد مولا نيسى با فعالیت های غیرقانونی گروه های تبهکار، سرقت بانک و مافیای قاچاق مواد مخدر،

۳– اتهام زنی به اشخاص و کشور های دیگر و نشر شایعه از طریق افراد نفوذی در خارج جهت دور کردن نظام از مظان اتهام با استفاده از شناخت و آگاهی از اختلافات  طبیعی بین فعالان احوازی در خارج.

مدتی نگذشت تا اینکه وزير اطلاعات دانمارک در نشست خبری از فعالیت های مشکوک  گروهی  از مزدوران ايران در اين كشور خبر داد. وی در اشاره ای از مساعی اين گروه تروریستی برای بقتل رساندن حبيب نبگان (حبیب جبر کعبی) و دو تن دیگر از رهبران جنبش آزادیبخش احواز خبر داد و افزود: “در تلاش هستیم با همفکری و هماهنگی با دیگر کشورهای همکار به فعاليت های تروريستی ايران در اروپا پایان دهيم.”

ادامه فعالیتهای دامنه دار تروریستی و مخرب ایران در کشورهای خارجی و خاصه اروپایی همچون آلمان، اتريش، بلژیک، دانمارک وهلند باعث خشم و نفرت سیاستمداران این کشورها شد و به تبع آن وزيران امور خارجه اين كشور ها در نشستی اظهار كرده اند كه سازمان های امنيتی ايران فعالیت های تروریستی و مخرب زیادی در كشور هاي اروپایی داشته ودارد ودر اين خصوص كشور های اروپایی ارتباط خود را در اين زمينه با ايران قطع خواهند كرد.

به فاصله کوتاهی از این حادثه مجددا یک مزدور اطلاعاتی دیگر ايران با تابعيت عراقی در سوئد دستگير شد و بعدها معلوم شد شخص مذكور بر عليه اعضای جنبش آزادیبخش احواز جاسوسی می كرده است.  طبق گزارشات ارائه شده از سوی سازمان های امنيتی اروپایی گويا فعاليتهای مخرب مشابه بسياری از سوی ایران صورت می گرفته ولی با هوشیاری سازمان های امنیتی اورپا به دیواری از امنيت برخورد می کنند و خنثی گردید.

در نتيجه اگر بخواهيم در مقايسه ای جزئی فيلم مذكور و شيوه وادار نمودن يا اجیر کردن مزدوران از سوی سازمانهای اطلاعاتی ايران و در طرف دیگر ترور مخالفان سیاسی مقیم خارج (به اصطلاح ضد نظام) را در نظر بگيريم به اين نتيجه می رسيم كه اين نظام بطور مستمر در زمينه تروریستی فعاليت داشته و دارد و از هیچ گونه اقدامی  برای ترور فعالان کوتاهی نمی کند و از تمام روشها و افراد مختلف استفاده می نماید. برای مثال گاهی از پناهندگان و گاهی از گروه های تبهکار سابقه دار در كشورهای مورد نظر استفاده می كند.

بررسی حوادث اخير نشان می دهد، این نظام در جهت اجیر كردن اين گونه مزدوران ماموران اطلاعاتی از پوشش دیپلماتیک از طریق سفارتخانه ها و کنسولگری های خود در خارج از كشور استفاده می كنند تا در صورت لو رفتن عملیات تروریستی و دستگیری مزدورانش خود را از مظان اتهام دور کنند. یکی از بهترين نمونه های این شیوه کار تلاش ماموران اطلاعاتی نظام برای بمبگذاری كنگره اپوزوسيون مجاهدين خلق است.

آنچه که مطرح شد نوع فعالیت تبهکارانه و اقدامات مخرب رژیم فعلی ايران را آشکار می کند. در اینجا این سوال مطرح می شود که بعد از کشف و علنی شدن تعدادی از عملیات های تروریستی ایران در سطح جهان وبخصوص اوروپا، آیا ایران از فعالیتهای تروریستی خود دست خواهد کشید؟

شايد با كمی دقت و مرور مجدد کارنامه وعده ها و تعهدات سابق اين نظام مبنی بر عدم ترور مخالفان از یک سو و همچنین بی احترامی به قوانین بین المللی در چهل سال گذشته و سپس نقض مکرر این تعهدات و تکرار پی در پی عملیاتهای  تخریبی و تروریسیتی، به جواب خود خواهیم رسید.

 

المصدر : مركز دراسات دورانتاش

نمایش بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا