مقاله ها

جغرافياي شهري و روستايي الاحواز

پيشگفتار

سرزمين الاحواز شايد براي عده كثيري از مردم و حتي براي مردم جهان عرب هم زياد شناخته شده نيست. و اين به خاطر سياست هاي نظام هاي حاكم بر ايران و سكوت دنياي عرب و ديگر كشورهاي جهان در برابر اين سياست باعث شده مردم الاحواز با عزلت برنامه ريزي شده نظام حاكم بر ايران قرار بگيرند. اين عزلت يعني عدم ورود توريست هاي عرب و غربي به منطقه, و عدم دسترس كامل به ميدياي ازاد براي معرفي كردن اين خطه تحت اشغال.

به همين جهت در اين مقاله با معرفي جغرافياي شهري و روستايي الاحواز, معرفي طبيعت و سياست هاي نظام براي نابودي طبيعت, منابع اقتصادي موجود در الاحواز, سياست هاي تغيير بافت مردمي عرب در الاحواز از طريق شهرك سازي فرصتي براي مردم فراهم شود تا با مردمي به نام ملت عرب الاحواز و سرزميني به نام الاحواز اشنايي كافي داشته باشند.

ألاحواز

الاحواز در جنوب و جنوب غربي ايران در مجاورت خليج عربي از طريق جنوب, با عراق و شط العرب از طريق غرب و با سرزمين بلوشستان از طريق شرق, و مناطق لر و استان فارس از طريق شمال همجوار است. سرزمين الاحواز بعد از اشغال نظامي در سال 1925 با سياست هاي تغییر بافت جمعیتی روبرو شد و در سال 1935 به استان هاي مختلف تفكيك شد و درحال حاظر به استان هاي خوزستان, بوشهر, مناطق غربي هرمزگان (از جمبرون:بندرعباس تا حدود فعلي استان بوشهر) تقسم شد, مناطقي هم به استان فارس, منطقه گچساران به استان جديد التاسيس كهگلويه و بوير احمد و مناطق دهليه (دهلران) و موسيان به استان ايلام داده شد.

نظام هاي حاكم بر ايران چه در عهد پهلوي و چه در عهد نظام حاكم جمعيت دقيقي از ملت عرب الاحواز نمي دهند, و هميشه عدد بين 2 الي 3 مليون نفر عرب را معرفي مي كنند. و همچنين بر طبق نظريه سازمان سيا (CIA) جمعيت عرب در ايران در حدود 1.6 مليون تا 2 مليون نفر مي باشد. ولي با تدقيق به جمعيت الاحواز شمالی (خوزستان) و مناطق ديگر عرب و نگاه به بافت جمعيتي درشهرها و روستاهاي الاحواز, و تحقيق ميداني بر مناطق عرب مي توان به اساني عدد 8 الي 10 مليون نفر را به جمعيت عرب مردم الاحواز داد.

طبق امار سازمان بهداشت جهاني در ماه جولاي 2013, جمعيت خود شهر احواز با حومه و حدود بيش از 200 روستا به عدد 3 مليون نفر مي رسد, و اكثر مطلق اين مردم را عرب هاي بومي تشكيل مي دهند (و عده كمتر را شهرك نشينان تشكيل ميدهند) بنابراين با تدقيق به جمعيت فقط شهر احواز با كذب برنامه ريزي شده  نظام حاكم در  ايران عليه ملت عرب الاحواز روبرو مي شويم.  حالا بماند ديگر مناطق الاحواز كه در سطر زيل به ان ها اشاره اي خواهم كرد.

عبادان با حومه و حدود 165 روستا حدود 700 هزار نفر جمعيت به ابادان تغيير نام داده شد, محمره با حومه و حدود 200 روستا و نزديك به 300 هزار نفر جمعيت به خرمشهر تغيير نام داده شد, فلاحيه يا دورق با حومه به همراه بيش از 320 روستا به شادگان تغيير نام داده شد,منطقه معشور با حومه به همراه بيش از 220 روستا و حدود 600 هزار نفر جمعيت به ماهشهر و تميميه از توابع معشور به هنديجان تغيير نام داده شد, منطقه شمس العرب (ارجان) به بهبهان و عميديه به تغيير نام داده شد, منطقه خلفيه با حومه و حدود 135 روستا و بيش از 100 هزار نفر جمعيت به رامشير تغيير نام داده شد, رامز با حومه و بيش از 350 روستا به رامهرمز تغيير نام داده شد, ايذج به ايذه تغيير نام داده شد و حتي شهر العروه به باغملك تغيير نام داده شد, شهر عنبر در اطراف مسجد سليمان به لالي تغيير نام داده شد, تستر با حومه و حدود 428 روستا و بيش از 400 هزار نفر جمعيت به شوشتر تغيير نام داده شد, منطقه ميسان و حدود بيش از 280 روستا ابتدا به دشت ميشان و سپس به دشت ازادگان تغيير نام داده شد و بزرگترين شهر اين منطقه یعنی خفاجيه به سوسنگرد تغيير نام داده شد, سوس و قنيطره با حومه و در حدود بيش از 800 روستا و جمعيتي در حدود 900 هزار نفر به شوش و دزفول تغييرنام داده شد, منطقه دهليه و صالحيه به همراه حدود 400 روستا به دهلران و انديمشك تغيير نام داده شد, منطقه جنابه به همراه بيش از 100 روستا به گناوه تغيير نام داده شد, منطقه توج يا توز با حومه و حدود 230 روستا به برازجان تغيير نام داده شد, شهر ابوشهر با حومه و حدود بيش از 170 روستا و نزديك به 325 هزار نفر جمعيت به بوشهر تغيير نام داده شد, كنغان با حومه به همراه نزديك به 380 روستا به كنگان تغيير نام داده شد, لنجه با حومه و حدود 350 روستا به لنگه تغيير نام داده شد,جمبرون يا جرون با حومه و حدود 500 روستا به بندرعباس تغيير نام داده شد, شهر حاجيه در شمال استان كنوني هرمزگان به حاجي اباد تغيير نام داده شد, جزاير متعدد در خليج عربي مثل قاسم به قشم و قيص به كيش تغيير نام داده شد, شهرهاي تراكمه به لامرد و الاهرام به مهر تغيير نام داده شد اين دو شهر در جنوب استان فارس قرار دارند, و حتي گچساران در غرب استان بوير احمد با تغییر کامل جمعیتی روبرو شد, اين مناطق سرزمين كلي الاحواز در جغرافياي كنوني ايران را تشكيل مي دهند.

اين تغيير نام ها در الاحواز فقط مختص شهرها نبوده بلكه روستاها, رودخانه, مناطق ديگر هم به نام هاي فارسي تغيير پيدا كرد, مانند  شط العرب به اروند رود, نهر السليج به بهمنشير, نهر كويرين به گرگر, نهر الشطيط به چهاردانگه, نهر التميميه (زيدان) به زهره,  نهر الخيرالي به خير اباد, نهر الصلبوخ به كوپال تغيير نام داده شد.

بنابراين با تدقيق بر مساحت و جمعيت هر كدام از شهرهاي الاحواز با حومه از شط العرب تا تنگه باب السلام, و از صالحيه تا تميميه مي توان به مساحت حدود 180 هزار كيلومتر مربع و جمعيت بيش از 8 مليون عرب و شايد تا حدودي بيشتر در اين منطقه رسيد (اين جمعيت عرب شامل عرب هاي ساكن سرزمین های داخل ايران نمي باشد).

طبيعت الاحواز

 طبيعت الاحواز شايد از زيباترين طبيعت در منطقه خاورميانه و جهان عرب و حتي جهان نام برد. سرزمين الاحواز هم داراي مناطق كوهستاني زيبا با ابشارهاي متنوع و شلال در مسجد سليمان و ايذج و قنيطره و تستر, داراي سرزمين جلگه اي با زمين هاي حاصلخيز كشاورزي و طبيعت زيباي نخل, و هم داراي بعضي مناطق صحرايي, و هم هورهاي عظيم بين المللي در غرب اين سرزمين مانند هور الفلاحيه و هو العظيم و هور التميميه, و هم رودخانه هاي بزرگ مثل كارون و جراحي و كرخه كه شهر الاحواز پايتخت را به دو قسمت جنوب و شمالي تقسم كرده, و هم داراي حدود 1200 كليومتر ساحل با خليج عرب از جنوب شهر قصبه تا جمبرون, و ساحل با شط العرب از طريق محمره و جزيره عبادان,  و دهها جزيره زيبا, و اثار قديمي از دوران عيلامي بيشتر در سوس (شوش), الاحواز را به يكي از زيباترين مناطق جهان و دنياي عرب تبديل كرده ولي به خاطر سياست هاي نظام حاكم در ايران علیه مردم الاحواز طبيعت اين سرزمين از معروفيت خاصي برخوردار نيست و فقط در بين مردم اين ديار مورد تردد قرار مي گيرد.

اقتصاد و فقر

از نظر اقتصادي سرزمين الاحواز يكي از غني ترين سرزمين هاي جهان مي باشد كه داراي ذخاير نفتي حدود 11% , 15% گاز جهان دومين ذخيره جهاني بعد از روسيه, معادن زير زميني, پتروشيمي هاي متعدد, كشاوزي و دامداري حدود 50% گندم ايران در الاحواز توليد مي شود (دراسه الاستيطان الفارسي في الاحواز:2013), و بندرهاي متعدد از عبادان تا جمبرون مي باشد, ولي اكثريت مردم الاحواز در خطر فقر يا زير خط فقر زندگي مي كنند و اين نشآت گرفته از سياست هاي نظام حاكم در ايران براي فقير نگه داشتن مردم الاحواز است كه علي رغم داشتن سرزميني غني از دستيابي به شغل هاي مناسب محروم هستند .

شهرك سازي

با اشغال نظامي الاحواز در سال 1925, نظام پهلوي از همان روزهاي ابتدايي شروع به تغيير بافت جمعيتي مردم الاحواز كرد. و با مهاجرت دادن بروجردي ها به قنيطره, اصفهاني ها به تستر و لرها به مناطق ايذج و مسجدسليمان و صالحيه تغيير بافت جمعيتي را اغاز كرد. اين شهرك سازي و مهاجرت فارس ها به الاحواز در نظام جمهوري اسلامي هم ادامه پيدا كرد به طوري كه شهرهاي عربي زيادي به اكثريت غير عرب تبديل شدند مانند جمبرون كه امروزه مردم عرب به سختي 30% شهر را تشكيل مي دهند.

در تحقيقاتي كه دو نويسنده احوازي در كتاب الاستيطان الفارسي في الاحواز انجام دادند, شهرك هاي زيادي در مناطق مختلف الاحواز توليد شده, كه بعضا به خاطر وجود همين شهرك ها روستاهاي عرب زيادي نابود شدند. براي مثال, اشاره به شهرك مهر در تستر بشود كه گنجايش حدود 10 هزار شهرك نشين را دارد, شهرك مهر در معشور با حدود 13000 شهرك نشين, شهرك مهر در جمبرون با حدود 37820 شهرك نشين, شهرك شيرين شهر در شهر الاحواز با گنجايش 125 هزار شهرك نشين, وغیره. در حقيقت این کتاب بر أساس مراجع و آمارهای رسمی حکومت ایران نوشته شده است (الاء و حوراء احمد: الاستيطان الفارسي في الاحواز- 2013).

تغییرات زیست محیطی در الاحواز

سياست هاي دولت ايران در الاحواز طبيعت الاحواز را با تغييرات زيست محيطي مواجه كرده است به طوري كه شهر احواز پايتخت را به الوده ترين شهر جهان تبديل كرده است. طبق امار سازمان بهداشت جهاني در 2012 و 2013, شهر احواز به عنوان الوده ترين شهر جهان معرفي شده است كه اين الودگي اثرات زيانباري را بر مردم اين منطقه مي گذارد.

سياست هاي تشكيل سدها براي انحراف رودخانه هاي الاحواز كه موجب بیابان زایی و برداشت آب از سرشاخه های کارون دز و کرخه و انتقال اب به سرزمين هاي فارس از ديگر سياست هاي ايران مي باشد كه بر فشارهاي زندگي روزمره مردم الاحواز افزوده كرده.

نتيجه گيري

در نتيجه اي كه در اين مقاله مي توان گرفت كه نظام حاكم بر ايران به صورت عمد در حال نابودي الاحواز هم از نظر زيست محيطي و هم از نظر سياسي و اجتماعي مي باشد تا هويت عربي اين خطه را با مشكل زيادي روبرو كند. اين تغييرات زيست محيطي حتي خطري براي كشوري هاي عربي مي ميتوانند باشند چونكه شركت اتمي در ابوشهر كه در مجاورت كشورهاي خليجي قرار دارد بيشتر مناطق عرب را با خطر زيست محيطي روبرو مي كند تا مناطق فارس. تغيير مسير رودخانه ها در الاحواز زمين هاي كشاورزي را در عراق مورد خطر قرار مي دهد و زندگي مردم عرب در عراق و الاحواز را با خطر جدي روبرو مي كند, به همين جهت از طريق فشارهاي بين المللي عليه ايران هم توسط فعالان زيست محيطي احوازي و هم توسط كشورهاي عربي مي توان تا حدودي نقش مؤثري را براي متوقف كردن سياست هاي نظام ايران بكند.

كميل البوشوكة

نمایش بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا